به نام خدا
سياست
ها وخط مشي گروه بهبود وكيفيت بخشي به فراينديادهي – يادگيري
دوره ابتدايي استان اصفهان
مقدمه :
اولين هدف هرسازمان آموزشي ، رشد خود
رهبري دانش آموزان است كه بدون آن تعليم وتربيت
بي محتوا خواهد بود. منظور از رشد خود رهبري دانش آموزان آماده كردن آنها براي كسب
توانايي هاي لازم به منظور هدايت و اداره زندگي فردي خوددرمسيراجتماعي است . دانش آموزان
بايد بتوانند به كمك آگاهي هايي كه به آنها داده مي شود ، به تجزيه وتحليل مسايل
زندگي خود بپردازند. دريك محيط آموزشي مناسب و مساعد ، افراد قدرت ارائه راه حل
هاي مناسب براي حل مسايل را كسب مي كنند.
بطور خلاصه ، خودرهبري يعني رهبري و
پيشبرد نسبتاٌ مستقل زندگي و فايق آمدن برمشكلات آن است واين امربدون داشتن روح
تعقل ، تفكر و قدرت شناخت وتجزيه وتحليل مسايل غيرممكن است. مدرسه بايد قبل
ازهرچيز روش تفكر وانديشيدن را به دانش آموزان ياددهد.
مدرسه بايددانش آموز را آنگونه وادار
به حل مسايل ازطريق تفكر وتجزيه وتحليل كند كه گويي يك فرد در زندگي خود با مشكلي
واقعي روبه روست. دانش آموز بايد باتمام قواي فكري وذهني خود ، به حل مشكلات
وبيرون آوردن پاسخ هاي مناسب اقدام كند تاخودي مجرب ، كارگشته شود . بادادن فرصت
هاي مناسب براي بيان عقايد ، قراردادن فرد درمعرض مسايل ودادن مسؤوليت واختيارات
لازم براي مشاركت دركارها مي توان شرايط رسيدن به اين هدف رامهيا كرد .
خط مشي و سياست كلي گروه كيفيت بخشي
به فرآيند ياددهي – يادگيري دوره ابتدايي استان درسال تحصيلي 87-86 به شرح زير مي باشد:
-
بررسي شويه هاي آموزشي كاربردي تفكر وحل مسئله
-
بررسي شيوه هاي فعال و مشاركتي درفرايند ياددهي – يادگيري
-
تهيه فصلنامه درارتباط باسياست هاي گروه
-
تشكيل نمايشگاه كتاب درمجامع عمومي
-
برگزاري مجامع عمومي جهت ايجاد تعامل وتبادل تجربيات بين همكاران مناطق ونواحي
-
برگزاري مجامع غيرمتمركز
-
تهيه ي سي دي آموزشي بازي و آموزش ونقش ان درفرآيند ياددهي – يادگيري
-
بازديد ازمراكز آموزشي مناطق ونواحي استان
-
معرفي كتب ، رسانه هاي صوتي وتصويري مفيد به همكاران
-
ايجاد ارتباط دو سويه با گروه كيفيت بخشي به فرايند ارزشيابي و گروه تخصصي
-
برگزاري كارگاههاي آموزشي
-
تهيه وتدوين مقاله درارتباط با سياست كلي كارگروه
-
ارائه بازخوردهاي آموزشي به گروههاي مناطق ونواحي استان
حل مسئله و چگونگي
آموزش آن به كودكان :
همه ي ما با مسائل مختلفي مواجه هستيم
. نوع مسايلي كه بطور روزمره با آن سروكارداريم ازاين قبيل هستند. پيدا كردن راهي
براي پرداختن صورت حساب ها ، فراموش كردن
نام فردي كه درحال معرفي او به دوستان هستيد، تعيين وقت براي خريد آن چه احتياج داريم ، متوجه پنجري
يكي ازچرخ هاي ماشين شدن و بررسي طريقه ي عوض كردن آن ، ماهمه مي دانيم كه مشكلاتي
داريم .موقعيت مشكل موقعيتي است پيچيده ، اما واقعيت اين است كه آن چه براي يك نفر
مشكل محسوب مي شود شايد براي فرد ديگري مشكل نباشد. درك اين كه چه موقع افراد ديگر
دچارمشكل اندركار آشاني نيست .
اساس ومبناي تلاش هايي كه براي حل يك
مسئله صورت مي گيرد برخي ازشكل هاي مختلف پردازش شناختي است . به عبارت ديگر ،
تفكر امري اساسي درحل مسئله محسوب مي شود . درواقع حل مسئله يك نوع تفكر كاربردي
است و مي توان آن را با دو نوع ديگر تفكر يعني تفكر خلاقي ( واگرا) و تفكر انتقادي
( تحليلي ) مقايسه كرد. اين سه نوع تفكر رابطه ي دروني نزديكي با يكديگر دارند.
تفكر خلاق و تفكرانتقادي دراصل صورت هاي مختلف تفكر پژوهشي هستند كه ممكن است به
دو صورت « پژوهش براي پژوهش » يا « پژوهش به منظور كاربرد درحل مسئله » انجام
شوند.
توانايي كودك در به كارگيري تفكر براي
حل مسئله ها ، كليد موفقيت درزندگي او خواهد بود . منافع زودرسي بسياري نيز وجود
دارد كه درگرو اين هستند تاكودكان را مسئله گشاتربيت كنيم . فعاليت هاي ناظر به حل
مسئله باعث تحريك و توسعه مهارت هاي مربوط به تفكر واستدلال مي شود . اين فعاليت
ها دانش كودك را درباره ارتباط ها وامورواقع متناسب كرده ، آن را كاربردي مي كنند
. كسب نتيجه هاي خوب به پرورشي اعتماد به نفس وقابليبت هاي كودك كمك مي كند و نگرش
« من خودم به تنهايي مي توانم اين مسئله را مورد بررسي دقيق قراردهم » را دراو
بوجودمي آورد . اين فعاليت ها فرصت هايي را هم براي كودكان ايجاد مي كنند تا
ايده هاي خودراباديگران درميان بگذارند وهمكاري ثمربخشي با ديگران ، يا به عبارت
ديگررويكرد « بيا باهم اين مسئله راحل كنيم » رافراگيرند.
فعاليت هاي ناظر به حل مسئله نه تنها
سطح اطلاعات ، مهارت ها ونگرش ها را بالا مي برد بلكه
فرصت هايي را هم براي معلمين بابزرگسالان فراهم مي كند تاچگونگي يادگيري ، نحوه ي
برقراري ارتباط وبرخوردكودكان با مشكلات رامورد ملاحظه قراردهند. براي بررسي اين كه آيا كودك يك فرآيند علمي يا
مفهوم اصلي يكي ازحوزه هاي دانش را درك كرده است ، هيچ روشي بهتر ازاين نيست كه
ببينيم آيا او مي تواند از آن آموخته ها درحل مسئله استفاده كند ياخير. ازطريق به
كارگرفتن مهارت ها ودانسته ها توسط كودك ، يك بازخورد حاصل مي شود . كاركردن برروي
مسئله هاي عمومي و متعارف مي تواند راهي باشد براي اينكه سوار برقايق شده ، تجربه
هاي مختلف را كه چون جزيره هايي پراكنده وغيرمرتبط هستند ، به هم مرتبط كنيم
وازاين طريق شبكه ي تفكر را توسعه دهيم .
مسئله چيست ؟
مسئله امري است كه حتماٌ
وبارعايت شرايط معيني بايد انجام شود ودرمورد آن اطلاعات محدودي دراختياراست .
مسئله حاوي يك مضمون است، گرچه ممكن است عوامل مربوطي كه آن مضمون معين را
مي سازند، به هيچ وجه مشخص نباشند ،
فرد در رويارويي با آن ، متمايل يانيازمند به پيداكردن راه حل است. سوالي كه طرح
آن درهرموقعيتي مفيد است اين است كه « چه كسي با مسئله مواجه است ؟ » يا « چه كسي مي
خواهد راه حل را پيدا كند؟»
اگر فردي بامسئله اي مواجه باشد، اين
بدان معناست كه راه دست يابي به يك راه حل ازلحاظي برروي اوبسته شده است . چنانچه مانع يا موانعي در راه باشند ،
نمي توان ازراه مستقيم به هدف رسيد. احتمال دارد اين مانع خيلي سريع مشخص نشود اما
چيزي درراه وجود دارد و اگر قرار است راه حل را پيداكنيم و به هدف خود برسيم
بايدتلاش آگاهانه انجام شود و باداشتن عوامل ذيل مي توان مسئله ها را تعريف كرد:
![]()
فرض
ها موانع اهداف
فرض ها : شرايط اوليه
يازمينه ي انجام وظيفه
موانع : يك مانع از قبيل
عدم آشنايي با راه ، فرايند وروش رسيدن به هدف
اهداف : منظور ، مقصود يا پايان دلخواه
تلاش ها : كوشش ، فعاليت
وتلاش آگاهانه براي پيداكردن راه حل موردنياز
پيش ترمسئولت هايي
كه كودك درمدرسه آن مواجه مي شود،
مسائل هستند كه تمركز آن ها فقط
روي يك جواب صحيح است . آن ها بيش تر غيرواقعي ودرعين حال واضح وروشن اند. اين
مسائل ، با تجربه ي كودكان و باجنبه هايي از زندگي كه براي آنها بسيار ارزشمند است
، ارتباطي ندارند . آنها درجستجوي راه
حل هاي منفرد يعني « پاسخ صحيح » هستند، كه براساس اصطلاحات مدرسه اي به معناي زدن
يك علامت درمقابل گزينه ي درست است . چنين مسائل يا معماهايي كه راه حل رضايت بخشي
كه منعكس كننده ي ماهيت بسته ي يادگيري است ، پايان مي يابند . احتمال دارد كه اين
مسائل درارزيابي دانسته ها ، سنجش حافظه يا درك يك فرايند مستقل موثر واقع شوند
اما آنها باعث بسط و گسترش روحيه ي پژوهش نخواهندشد.
حل مسئله هاي مختلف نيازمند داشتن
انواع متفاوت راهبردها و مهارت هاست . امامي توان به كودكان كمك كرد تاآن دسته از
راهبردهاي معين راكه به شكل گسترده و موثر به عنوان راه حل براي اكثر مسائل در نظرگرفته
مي شوند درك كنند. ساده ترين مجموعه ي راهبردها را مي توان تحت عنوان « برنامه يزي
كنيد، عمل كنيد، بازنگري كنيد» خلاصه كرد. اما قبل از برنامه ريزي ، كودك
بايدماهيت مشكل يا مسئله را درك كند.
1)
درك مسئله :
كودكان اغلب ، به
علت عدم درك ماهيت مسئله ، دربرخورد با اولين مانع شكست مي خورند . پرسش هاي زير
مي تواند دراين زمينه موثر واقع شود:
-
دانسته هاي ما كدامند؟
-
مجهول هاي ما كدامند؟
-
شما درجست و جوي چه نوع راه حلي هستيد؟
-
چه چيزي مانع دست يابي شما به يك راه حل مي شود؟
بايد به كودكان كمك
كرد تابتوانند معنا و مفهوم مسئله را بازبان خودشان بيان كنند. هدف يك مسئله
معمولاٌ براي آنها روشن نيست . وآن ها
اغلب هدف و وسيله را باهم قاطي مي كنند. كودكان ، به خصوص درمدرسه ، براي حل مسئله
هاي خودتمايل دارند مثل كوهنوردي عمل كنند كه وقتي از او سوال شد چرا مي خواهد
ازكوه اورست بالا رود جواب داد « چون كوه آن جاست » كودكان مي توانند عادت كنند
تابا استفاده از شيوه اي كه نياز به تفكر ندارد ازعهده مسايل خود برآيند . ما يك
تله موش بهتر راه ، فقط براي اينكه يك تله موش بهتر ساخته باشيم نمي سازيم ، بلكه
به علت مشكل وجود موش دست به اين كار مي زنيم .
2)
برنامه ريزي عمل :
كودكان براي اجراي يك طرح ، بررسي راهبردها وباعجله نتيجه گيري نگردن نياز به
تفكر سيستماتيك دارند . بسياري از آنها از رويكرد « اقدام سريع »براي حل مسئله ها
استفاده كرده به طور تكانشي عمل مي كنند . يا حدس نسنجيده مي زنند ويا تسليم اولين
راه حل مي شوند . افرادي كه قدرت مسئله گشايي قابل توجهي دارند معمولاٌ راه
حل هاي آني را ارائه نمي دهند و قضاوت خود
را به تاخير مي اندازند . دانشمندان زماني را كه صرف تنظيم وآماده سازي آزمايش هاي
خود مي كنند درمقايسه با وقتي كه به انجام آن ها اختصاص مي دهند
طولاني تراست . برنامه ريزي كليد
موفقيت انسان است.
كودكان اغلب در رويارويي
باكارهايي كه ازنظر آنها بسيار پيچيده به نظر ميرسد، ازپاي مي افتند آن درذيل مي
آيد راهبردهايي است كه احتمال دارد دراين زمينه مفيد واقع شود :
- همه عوامل را درنظر بگيريد: سعي كنيد تصوير كاملي
ازمسئله را درذهن داشته باشيد. سوال را دوباره بخوانيد، درمورد معناي سوال فكركنيد
و همه ي معناهاي ممكن را درنظر بگيريد.
- به يك مسئله مشابه فكركنيد: چه گونه موفق به حل
آن شديد؟ آيا مسئله چه كمكي به ما مي كند؟ ممكن است يك كودك تجربه هاي زيادي داشته
باشد كه بتواند ازآنها درموقعيت ( مشكل ) استفاده كند، درحالي كه همان لحظه نسبت
به آنها توجه و آگاهي نداشته باشد. نه تنها بهداشتن سلسله تجربه هاي مربوط به مشكل
نيازداريم ، بلكه بايد ارتباط بين آن تجربه ها و مسئله مورد نظر را نيز پيداكنيم .
بزرگسالان مي توانند به فرآيند يادآوري تجزيه ها كمك كنند.
- مسئله را ساده كنيد: نخست سعي كنيد بخشي ازمسئله
را حل كنيد. رويكرد گام به گام را مورد تشويق قرار دهيد. براي مثال ، در تلاش براي
توصيف يك مسير دشوار از نقطه الف به نقطه ب ، كودك را در رويارويي باهمه ي احتمال
ها تنها نگذاريد ، بلكه كمك كنيد تاكودك فاصله هاي كوتاه را درنظر بگيرد. مسئله
رابه بخش هاي مختلف تقسيم كنيد. اگر هنوز هم اين بخش ها قابل اداره شدن نيستند،
باز هم تقسيم هاي كوچك تري به وجود آوريد تاسرانجام به مسئله اي دست يابيد كه
كودكان ازعهده ي مديريت ان برمي آيند.
- مسئله را الگو پردازي كنيد: چه گونه مي توانيم
مسئله را نمايش دهيم . از نظركودك ، مسئله معمولاٌ درجايي دور ، دست نيافتني و
غيرقابل لمس قرارداردكه كنار آمدن با آن مشكل است. كودكان بايد تشويق شوند كه با
استفاده ازاشيا، جدول ها ، عكس وغيره مسئله را الگوپردازي كنند.
- مسئله را يادداشت كنيد: قصدداريد چه كاري را
انجام دهيد؟ يكي ازعيب هاي آدمي درجريان حل مسئله محدوديت حافظه كوتاه مدت اوست .
بايد كودكان را تشويق كرد تابرنامه هاي شان را مورد بحث قراردهند يا آنها را روي
كاغذ بياورند ودرباره ي موارد ذيل بيانديشند، تداركات اوليه ي طرح ، لوازم مورد
نياز براي اجراي طرح ، درباره ي اين كه چه كسي ، درچه زماني و چگونه بايد به انجام
عمل اقدام كند، ونيز درباره ترتيب اقدام ها بايد فكر كنند
3)
انجام عمل :
موارد زير
راهبردهايي درحمايت از مسئله گشايي كودك است:
-
آن چه را كودك انجام ميدهد ،با علاقه توصيف كنيد.
-
سوال كردن از كودك درمورد كاري كه انجام ميدهد.
-
حمايت از فرآيند درزمان نياز . تقسيم يك مسئله به مسئله هاي جزي تر يا مرحله
هاي آسانتر ، همواره كار آساني نيست . گاهي لازم است راه هاي غيرمتحمل را نيز
امتحان كنيم و مسيرهايي كه به نظر مي رسد ما را ازراه حل دور مي كنند انتخاب كنيم.
4)
بازنگري موفقيت :
بازنگري باعث كامل شدن برنامه ريزي و فرآيند انجام كار مي شود . كودكان با
نگاهي به گذشته مي توانند ارتباط بين مسئله ،
برنامه و راه حل هاي آزموده شده را متوجه شوند . يادآوري گذشته به بچه ها
كمك مي كند تا ازتجربه هاي خود نكته هايي را بياموزند ودفعه ي بعددرزمان برنامه
ريزي يك فعاليت آن را به ياد داشته باشند. اگر مي خواهيد به كودكان كمك كنيد
تاكارهاي خود را بازبيني كنند ، ازآن ها بخواهيد تاروش عمل خودرا به شما آموزش
دهند. هدف بازبيني ، قادرساختن بچه ها به فكر كردن درباره تجربه هاي خود و فراگيري
نكته هاي مفيد ازآنهاست.
منابع : آموزش تفكر به كودكان – رابرت فيشر
–
دكترمسعود صفايي مقدم – افسانه نجاريان – نشر رسش
بچه هاي فيلسوف – مولف
جواناهينس ترجمه رضا علي نوروزي – عبدالرسول جمشيديان – مهرناز مهرابي
كوشكي –
انتشارات نماقلم
-
يك لطيفه
تعريف كنيد .( بنويسيد)
-
يك ماشين ورزشي سگ طراحي كنيد.
-
شما راجع به
غذا چه مي دانيد ؟
-
سه يا چند
چيز متفاوت را كه درحال وقوع هستند توصيف كنيد.
-
يك نقاشي بكشيد
كه براساس يك مارپيچ بوجود آمده باشد.
- به يك فنجان قهوه ، چه چيزهايي مي توانيد اضافه كنيد تاآن را بهتر كنيد؟
- نقاشي هاي متفاوتي كه همه براساس دايره ي واحدي طراحي شده باشند درست كنيد .
-
ارتباط بين
اسب و پيانو را بنويسيد .
- ارتباط كلمه ي تابستان با كلمه هاي تخم مرغ ، كتاب ، ساعت ديواري ، نور را
پيدا كنيد.
-
چه اسم هايي
را براي شكل هاي زير درنظر مي گيريد؟
- شماره تلفن خود را به روي كاغذ بنويسيد . اباستفاده از همه ارقام آن و نمادهاي
جمع ، تفريق ضرب وتقسيم چند عدد مختلف را مي توان از اين شماره تلفن بدست آورد؟
- بااضافه كردن علامت هاي جمع و تفريق ، عبارت زير رابه يك گزاره ي درست تبديل
كنيد .
100= 9 8 7 6 5 4 3 2 1
-
شما با
استفاده ازاين 7 قطعه ( تنگرام ) چه مي توانيد بسازيد؟
-
- گره هايي كه برروي قطعه هاي چوب وجود دارند چه چيزي را به يادشما مي آورند؟
-
از شش چوب
كبريت براي بوجود آوردن چهارمثلث استفاده كنيد.
-
-
چه اتفاقي مي
افتاد اگر تپه ها ، درخت ها ، رودخانه ها... وجود نداشتند؟
- يك جمله با استفاده از تعدادي حروف بسازيد مثلاٌ ازحروف نام خودتان يا نام
منطقه تان استفاده كنيد.
-
چه تعداد اشيايي را مي توانيد
درذهن خود مجسم كنيد كه زرد/ گرد/ بسياركوچك / شفاف / راه راه باشند.
- يك كلمه بنوسيد كه معاني آن رادرقالب جناس هاي تجسمي به تصوير كشند مانند:
- حروف اول نام خود را بنويسيد و با هركدام ازاين حروف كلماتي بسازيد
كه شما را توصيف كند.